تبلیغات
نیلوفر آبی - مطالب ابر شعر
در بازدید

فهم شما از حقیقت پیرامون بستگی به میزان دانش شما از جهان هستی دارد، نه به باور هایتان.

متولد اردیبهشت 1368، در بهشت ایران یعنی مازندران و فعلاً کارشناس بهداشت حرفه ای هستم ولی... تخصصم چیز دیگه س، یعنی طراح گرافیک کامپیوتری هم هستم و در زمینه طراحی وب هم دستی بر آتش دارم ، این وبلاگ هم بیان هر نوعی از لحظه ها، حس ها، اتفاق ها، تجربه ها و علاقه های من در زندگی هست... تا حدی که قابل اشتراک گذاشتن باشه...

بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید ماه گذشته
بازدید کل
آخرین آپدیت :

پونیشا :: نیروی کار مجازی
یعنی هیچ کس راجب این شعر نظری نداره؟ اونایی هم که نظر گذاشتن فقط گفتن کارت قشنگ بود... ولی کسی نگفت جواب سوالی که توی این شعر مطرحه چیه... یعنی همه جواب این سوالو می دونن ولی نمی گن یا اینکه اصلن براشون اهمیت نداره که بشینن 5 ثانیه بهش فکر کنن؟؟؟ اونوقت اگه جواب این سوال اهمیت نداره چی اهمیت داره پس؟ رفتن به سینما؟ پول؟ ازدواج؟ عشق؟ شغل؟ مدرک تحصیلی؟ داداش اگه تو ندونی واسه چی اینجایی اونوقت هدفت از زندگی چیه؟ تمام عقل و اندیشت رو متصل کردی به 4 تا کتابی که تو دوران مدرسه کوبوندن تو مخت؟ چقدر از عمرت رو فکر کردی هان؟ درسته بعضی وقتا باید ساده گرفت... نباید سخت گرفت... ولی آخه چفدر می خوای خودت رو به بی خیالی بزنی؟ اصن تو رو هم نمی گم به خودم می گم! اصلن من الان به خودم گفتم این حرفارو تا به کسی بر نخورد! چی دارم می گم من اینجا اصن. بابا بی خیال. ما رو چه به فکر کردن؟ دلمون خوشه که همیشه همدیگه رو سر کار می ذاریم... کلن چه خبر؟ 
     

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

     

Get Adobe Flash player

   
     
 

با توجه به درخواست دوستان برای دانلود این آهنگ، لینک دانلود به پست اضافه شد...

*لینک دانلود*

آهنگ نگاه تو شد زمزمه رو لبهام...

ای عشق بخون با من تو خلوت این شبهام...

تو ساحل آرومی من موج پریشونم

راز دل دریارو می دونی و می دونم...

من عطر خوش عشق رو از باغ تو بوییدم

اون یاس بهاری رو از شاخه ی تو چیدم...

تو معبد چشم تو من شمع شب افروزم

تا لحظه ی دیدارت می سازم و می سوزم

بخشش دست تو مرهم دل من شد

حرف شب و روز من از عشق تو گفتن شد...

آهنگ نگاه تو شد زمزمه رو لبهام...

ای عشق بخون با من تو خلوت این شبهام...

                                                           



 
ای درس عشقت هر شبم تا روز تکرار آمده
 
     وی روز من بی روی تو همچون شب تار آمده
 
ای مه غلام روی تو گشته زحل هندوی تو
 
  وی خور ز عکس روی تو چون ذره در کار آمده
 
ای در سرم سودای تو جان و دلم شیدای تو
          گردون به زیر پای تو چون خاک ره خوار آمده
 

1 2 3